سيد محمد باقر برقعى
801
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
عشق تو بر گل به اشتياق تو شبنم گذاشتند * در كوچههاى عاشق دل ، غم گذاشتند تو مثل ياس ، پاك و سپيد و مقدّسى * نام مرا به عشق تو مريم گذاشتند عادت بيا مثل مرغان آشفته هجرت كنيم * افق را به مهمانى پونه دعوت كنيم بيا مثل پروانههاى غربت نياز * به مهتاب شبهاى تنهايى عادت كنيم تولّد لبخند زدى و آسمان آبى شد * شبهاى قشنگ مهر مهتابى شد پروانه پس از تولّد زيبايت * تا آخر عمر غرق بىتابى شد سقوط در حسرت چشم تو دل ماه شكست * چشمان هزار غنچه در راه شكست تو رفتى و بعد تو ، دلم مثل بلور * افتاد ز برج شوق و ناگاه شكست غربت انتظار تو همسفر طلايى خورشيدى * يك باغ پر از ستارهء اميدى اى كاش در آن زمان كه مىرفتى زود * از غربت انتظار مىپرسيدى خواب آنسوى افق پرندهها بىتابند * غرق دل بىرياى يك مهتابند نيلوفر باغ آرزويم ! آرام * امواج قشنگ شهر دريا خوابند